تبليغاتX
حقوق دانشــــــگاه آزاد اسـلامی آبادان
 
این وبلاگ در جهت تقویت بنیه علمی و ارتباط بادانشجویان حقوق سراسر کشور ایجاد شده است
 

لایحه مجازات های عمومی جایگزین زندان

 

مقدمه توجيهي: با عنايت به ناكارآمدي زندان ـ به ويژه حبس‌هاي كوتاه‌ مدت ـ در زمينه‌ي بازدارندگي و اصلاح و درمان بزهكاران به لحاظ طرد و كنار گذاشتن مجرم از اجتماع و آشنا ساختن وي با فرهنگ زندان و با توجه به مشكلات ناشي از افزايش جمعيت كيفري در زندان‌ها از قبيل كمبود امكانات بهداشتي و غذايي, رواج مواد مخدر, شيوع بيماري‌هاي عفوني و ايدز, خشونت و ارتشاء و در راستاي سياست‌هاي دوره‌ي توسعه‌ي قضايي مبني بر حبس‌زدايي و بازانديشي و بازنگري در سياست جنايي تقنيني مبني بر توسل بي‌رويه و افراطي به مجازات حبس و با لحاظ جايگاه حبس در نظام حقوقي اسلام و به منظور رفع مشكلات يادشده و در اجراي بند (٢) اصل ١٥٨ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران؛ لايحه‌ي زير جهت طي تشريفات قانوني تقديم مي‌شود:

 فصل اول ـ مواد عمومي:

 ماده‌ي ١ ـ مجازات‌هاي اجتماعي جايگزين زندان كه شامل دوره‌ي مراقبت, خدمات عمومي, جزاي نقدي روزانه و محروميت موقت از حقوق اجتماعي مي‌باشد, با مشاركت مردم و نهادهاي مدني به شرح مواد اين قانون, اعمال مي‌گردد. تبصره ـ مجازات‌هاي يادشده, با ملاحظه نوع و خصوصيات جرم ارتكابي, شخصيت و پيشينه‌ي كيفري مجرم, دفعات ارتكاب جرم, وضعيت بزه‌ديده, آثار ناشي از ارتكاب جرم و ساير اوضاع و احوال و جهات مخففه تعيين مي‌شود.

 ماده‌ي ٢ ـ در كليه‌ي مجازات‌هاي مقرر قانوني, توام بودن مجازات‌ها با حبس, تاثيري در اجراي مجازات‌هاي اجتماعي جايگزين زندان, مانع از اعمال همزمان ساير مجازات‌هاي مقرر قانوني نمي‌باشد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 22:47  توسط hoghoghi3  | 
سلام به دوست خوبم بنام ت

دوست گرامی احتمالا شما درهنگام ارسال مطلبتون خیلی عجولانه تصمیم گرفتید بنده اطمینان دارم یک دانشجوی رشته حقوق آنقدر سطحی نگر نیست که به محض عدم دستیابی به مراد به وجدان عدالت نگر خودش اجازه زدن افترا به دیگری را بدهد بخصوص اینکه آن شخص هم رشته خودش باشه.دوست خوبم دانشجو معنایی گستره تراز انتخاب واحد نشستن سرکلاس ورفتن سر جلسه امتحان است  در فردایی نه چندان دور ما در مقام قضاوت قرار میگیریم آیا انصاف و عدالت و عادلانه قضاوت کردن رو آنقدر یاد گرفتیم که فردا بتونیم آبروی یک انسان رو در اجتماع حفظ کرده واز تضییع حقش جلوگیری کنیم  غیر ازاینه که باید از همین الان وجدان خود را پرورش داده واز قضاوت های سطحی  کوته فکری ها قضاوت های عجولانه خود را مصون نگه داشته وبرحذر باشیم  اینطور نیست

  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 14:11  توسط hoghoghi3  | 

1-منشاءو جنبه تاسيسي دادسرا
در فرانسه،دادسرا جنبه تاسيسي خود را از تاريخ گرفته است.درواقع وكلاي مدافع كتبي و وكلاي مدافع شفاهي پادشاه2،يكي پس از ديگري ،از سده سيزدهم ببعد پديدار شدند.
درآنموقع دو دسته از وكلا در برابر دادگاهها،از منافع اصحاب دعوي دفاع ميكردند:
وكلاي ترافع كتبي كه نمايندگي اصحاب دعوي را بعهده داشتند و قسمت كتبي مدافعه را انجام ميدادند،وكلاي ترافع زباني كه فقط از دعاوي بطور شفاهي در محضر دادرسان دفاع ميكردند.پادشاه نيز براي دفاع از منافع خصوصي خود در دعاوي، مانند هر صاحب دعوائي يكنفر وكيل مدافع كتبي و يكنفر وكيل مدافع شفاهي انتخاب ميكرد.تعين وكلا در ابتدا،وكلاي مدافع كتبي يا وكلاي مدافع شفاهي مخصوص پادشاه ناميده ميشدند چون تنها در يك يا چند دعواي معين وكالت داشتند،آنان بزودي از يكسو متصدي كليه امور سلطنت در دادگستري شدند و به وكلاي مدافع كتبي يا شفاهي عمومي تبديل گرديدند،از سوي ديگر چون روز بروز
قدرت سلطنت به ضرر ملوك الطوايفي،محكمتر ميشد و توسعه مييافت،دفاع از منافع پادساه نيز بويژه در پايان سده سيزدهم و در آغاز سده چهاردهم،بييش از پيش به منافع عمومي تشبيه ميشد.ماموريت وكلاي مدافع كتبي و وكلاي مدافع شفاهي از صورت خصوصي بصورت عمومي درآمدكه بااجراي حقوق و عرف و عادت و حفظ نظم عمومي ،آسايش مردم را تضمين ميكردند.
چون وظايف اين وكلا در سده شانزدهم گسترش يافت،آنان داخل در رديف دادرسان گرديدند و از وكلاي مدافع شفاهي عادي جدا شدند و مامورامور سلطنتي در دادگاهها گشتند،از طرف پادشاه منصوب ميشدند و بنام پادشاه و بنمايندگي از طرف او انجام وظيقه ميكردند،باين ترتيب صاحبمنصبان دادسرا3بوجودآمدند، اما از جهات مختلف با دادرسان فرق داشتند،آنان در تالار دادگاه در جايگاه و نزد هيئت دادگاه4،محلي نداشتند بلكه با وكلاي عادي در كف اطاق (پاركه)ميماندند،ار اينرو نام پاركه را آنروز نيز مانند امروز بدادسرا ميدادند.آنان براي قرائت اسنادوبيانات شفاهي،آنموقع نيز مانند حالا ايستاده صحبت ميكردند،بهمين جهت آنان را در مقابل هيئت دادگاه كه دادرسان نشسته را تشكيل ميدهند،دادرسان ايستاده ميناميدند.
اختيارات قضائي،پليسي و اداري آنان تنها جنبه كيفري نداشت بلكه حمايت ضعفا و حفاظت اموال عمومي را نيز در بر ميگرفت .دادرسان ايستاده درامور مدني،بويژه احوال شخصي،صحت نكاح،صغار،قيمومت،قانوني نمودن اطفال طبيعي و فرزند خواندگي را بعهده داشتند.ماموريت و فايده كار آنان مورد اختلاف نبود،بهمين جهت در دوره انقلاب نيز باقيماند.درنتيجه مجلس موسسان فرانسه،وكلاي پادشاه را كه براي تمام مدت عمر بوسيله نامبرده انتخاب ميشدند،ابقاءباوجود اين آنها فقط اختيارات مدني داشتند،نزد دادرسان آنزمان كه انتخابي بودند اختيارات قضائي آنان نيز غالبا محدوديا محل اختلاف بود،ماموريت آنها عبارت از هدايت دادگاهها در جهت حفظ قانون و مصالح مردم بود.آنان تعقيب تخلفات،را بعهده نداشتند بلكه انجام آن به دادرسان انتخابي موسوم به
accusateur public واگذار شده بود و برابر اعلاميه حقوق بشر و شهروندان كه حاكميت ملت را جانشين حاكميت پادشاه ميكرد،نماينده مردم بودند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:31  توسط hoghoghi3  | 

تساوی حقوق یا خلقت زن و مرد ؟

پیوند زناشویی آیت الهی

 

 

 

  و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودّة و رحمة انّ فی ذالک لآیات لقوم یتفکّرون

(آیه 21سوره روم)

و از نشانه های او این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید، در بین شما ( زن و شوهر ) مودّت و رحمت قرار داد. در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.

در دو مقاله پیش ظرایف آیه 21 سوره روم بیان شد و در مورد این که احساس انس و علاقه زن و شوهری، از آیات الهی است.

« تساوی حقوق » که حق است با « تساوی خلقت » تفاوت دارد تساوی حقوق حقیقتی است که مورد پذیرش قرآن و عترت نیز می?باشد.

چگونه تفاوت ها ی جسمی و روانی زن و مرد ، از آیات الهی است؟

قبل از پاسخ به پرسش فوق، می بایست اثبات کرد که این اختلاف خلقتی و جنسی وجود دارد یا خیر؟

در دهه های اخیر، برای احیای حقوق زنان، تساوی زن و مرد مطرح شده است، و هر گونه تفاوت جنسی بین زن و مرد  انکار شده است و بر اثر عدم مراعات بعضی از حقوق زنان و عدم توجه به عظمت وجودی آنان از سوی مردان، تعدادی از زنان، این مطلب خلاف علم و عقل را پذیرفته اند. عموماً این گروه در مورد اینکه این تساوی خلقتی وجود دارد یا نه تحقیقی عالمانه نداشته اند. آیا دانشمندان روانشناسی و بیولوژی نیز این تساوی را تأیید می کنند؟

توجه داشته باشد « تساوی حقوق » که حق است با « تساوی خلقت » تفاوت دارد تساوی حقوق حقیقتی است که مورد پذیرش قرآن و عترت نیز می باشد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 2:4  توسط hoghoghi3  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM